داستان کوتاه و آموزنده حضرت داود علیه السلام و زن بیوه نیازمند

داستان کوتاه و آموزنده حضرت داود علیه السلام و زن بیوه نیازمند داستان زیبای حضرت داوود علیه السلام زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت : اى پیامبر…

نوشته داستان کوتاه و آموزنده حضرت داود علیه السلام و زن بیوه نیازمند اولین بار در نمکستان پدیدار شد.

داستان کوتاه و آموزنده حضرت داود علیه السلام و زن بیوه نیازمند

داستان کوتاه حضرت داود و زن نیازمند,داستان حضرت داود و زن بیوه,ماجرای حضرت داود علیه السلام

داستان زیبای حضرت داوود علیه السلام

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net/

زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت : اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟

داوود (ع) فرمود : خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند سپس فرمود : مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟

زن گفت : من بیوه زن هستم و سه دختر دارم ، با دستم ریسندگى مى کنم ، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم

و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم

ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم .

هنوز سخن زن تمام نشده بود که … در خانه داوود (ع) را زدند ، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد

ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند  : این پولها را به مستحقش بدهید.

حضرت داوود (ع) از آن ها پرسید : علت این که شما دسته جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟

عرض کردند : ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم

ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتى را محکم بستیم

و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار بپردازیم

و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى ، به او صدقه بدهى.

حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود : پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟

سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد و فرمود : این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن ، خداوند به حال و روزگار تو ، آگاهتر از دیگران است.

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net/

داستان کوتاه و آموزنده حضرت داود علیه السلام و زن بیوه نیازمند

نوشته داستان کوتاه و آموزنده حضرت داود علیه السلام و زن بیوه نیازمند اولین بار در نمکستان پدیدار شد.

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع داستان زیبا و آموزند پزشک طماع پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودکی زخمی و خون آلوده را در آغوش داشت با…

نوشته داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع اولین بار در نمکستان پدیدار شد.

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

داستان

داستان زیبا و آموزند پزشک طماع

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net/

پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودکی زخمی و خون آلوده را در آغوش داشت

با سرعت وارد بیمارستان شد

و به پرستار گفت : خواهش می کنم به داد این بچه برسید

ماشین بهش زد و فرار کرد …

پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو قبل از بستری و عمل پرداخت کنید

پیرمرد : اما من پولی ندارم حتی پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم

خواهش می کنم عملش کنید من پول رو تا شب فراهم می کنم و براتون میارم

پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید

اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت : این قانون بیمارستانه اول پول بعد عمل … باید پول قبل از عمل پرداخت بشه

صبح روز بعد همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروز می اندیشید

واقعا پول اینقدر با ارزشه … ؟

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net/

داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع

نوشته داستان کوتاه جالب و خواندنی عاقبت پزشک طماع اولین بار در نمکستان پدیدار شد.